وحدت
اسفند ۲۲, ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۱ ب.ظ
ما همه منتظریم تا که لبی خنده زند
ما همه منتظر شعله عشقیم
و همه می پرسیم
که چرا عشق تهی است
و چرا پنجره خانه ما ، تا دم سقف خدا نیست
یا چرا درب مساجد شب ها بسته است
و چرا هیچ نپرسیدیم از کوچ پرستو ها در روز سفر
تا بیاموزیمش و میان راه، تکرار کنیم این همه زیبایی را
ما چرا در به در بودن خود ، در میان دل مردم شده ایم
ما چرا شعبه عرفان زده ایم؟ و تمسخر کردیم یکتایی حق
ما همه لهجه یکسان خدا را داریم
ما به دنبال چراهای دل طوفان زده ی خود بودیم
ما همه یافته ایم و همه در حیرانیم
ما همه دل خود را به دل آبی دریا زده ایم
شست و شو یافته ایم
و خدا جاریست در جاده ی واحد دل های همه
که به هم پیوسته اند
دم به دم می بوید و می پرسد
فکر پرواز به سر داری یا نه؟
دل پروانه شدن را داری؟
یا که در آرامش این پیله تنگ
خواب رفتی و نمی اندیشی؟؟